| تعدیل یا تکمیل یا ... یک پست به نام ضدیت آخوند ... |
قبل از مقدمه : لینک مطلب اصلی مطالبی که در این پست منتشر خواهم کرد به یقین طولانی است . پیشنهاد من این است که حتماً به صورت Offline آنرا بخوانید (به ویژه نظرات اشخاصی که به آنها اشاره شده است ، موافق و مخالف و بر خلاف روند کاری ام بدانها هم دعوت نامه ای فرستاده ام بنابراین مهم می نماید) . سالهاست ، به دلایل مختلف به ویژه تئوری شک مدامی که خود برای خود ساخته ام مبارزات ایده اولوژیکی درباره هیچ مکتبی را انجام نداده و از آنها پرهیز کرده ام . اما متاسفم که بگویم سکوت نخواهم کرد!برای اوباشی که فحاشی می کنند ! برای نوکرانی که نوکرند ! از امروز چالشهای ایده اولوژیک درست خواهم کرد ! متن ذیل ویرایش نهایی نشده است چرا که اهمیت زمان برای کمک به ادراک کل و محتوای ماجرا ضروری تر بوده است . لذا ممکن است لغات و کلمات و یا حتا جملاتی که مشاهده می کنید غلط باشند از همین جا عذرخواهی می کنم . این نوشته مجال دیگری هم دارد که قسمت دوم آن می باشد . در این قسمت به نقدی درباره مطلب هموطنم و نیز انتقادات و یا همسویی های با ایشان پرداخته ام و سعی کردم که این مسئله مهم را با حوصله بشکافم . مطلب زیاد دارم به ویژه از سفرم اما ناچارم که فعلاً از انتشار آنها خودداری کنم . در بخش دوم علل دشمنی ذاتی ایرانی با عرب و قوم عرب را باز کرده و شرایط سیاسی امروز ایران را بازگو کرده و راهکاری سیاسی ارائه خواهم کرد که در آن ضمن حفظ این موضع ضد عربی ، با اعراب به سخن نشسته و حساب مردم را از دولت جدا کنیم ! امروز در میان قوم عرب واقعاً عجم پارس زبان منفور است و این خوب نیست ! قراردادها ! متونی که فرمتی چنین Text یعنی پس زمینه ای زرد دارند همان پرانتزها هستند ، پیشنهاد می کنم ابتدا جمله را بدون توجه به پرانتزها بخوانید و وقتی که جمله تمام شد برای شرح بیشتر پرانتزها را بخوانید . مقدمـه : من از روزی که خود را شناختم در مبارزه بوده ام ! نمی دونم چرا ؟ اما مشکل من شاید پدیده ای خاص هم نباشد ! برخی که لطف دارند می گویند تو چون همیشه بهتری را می بینی به این حال جاریی معترضی ! عجبا که واقعا ً چنین باشد درصد بالایی این تعبیر نتیجه عکس داشته است ...... . نمی دانم اگر ایرادات من به روشهای سیاسی –اقتصادی و کلاً عملکرد جمهوری اسلامی بازپس بستانم وضع بهتر می شود اگر تضمینی باشد خود به حمام سرب داغ خواهم رفت ! (حمام سرب وعده ای که گه کمی شدیدتر ! یا ملایم تر از روزی که با قلم به کمین خیانت و جنایت پیشیگان ! نشسته ام ! به من داده اند و یکی دوباری هم موفق شده اند برخی از این قولهایشان را عملی کنند – آهای شیخ خام شبستر که IP ات را می زنم تو هنوز هم تحت نظر منی ! من یک پا و یک گوش را از تو و دین و خدایت طلب دارم ! خود می دانی که نمی توانی دیگر به من نزدیک شوی و یوم النصری برایت وجود ندارد بخوان و بخوان!خموش باش و به یاد آر روزی را که گفتم تن من به صابون اینان خورده اینها به تو هم رحمی نمی کنند به یاد آر و فقط بخوان و از ترس نظری نده ... ) بگذریم ! نبش قبر گذشته نکنیم . شب هنگامی در همین اواخر آمدم به کلبه ای که مثلاً کلبه خلوت و شخصی من است ! سری به دوستان زدم ! طبق عادت مطلب را خواندم و بعد هم تضارب افکار با عقیده نگارنده وبلاگ را در کامنتهایش به جستجو نشستم .. روز سختی داشتم و تصمیم داشتم زود بخوایم ، در واقع می خواستم از پای سیستم پا بشوم اما در میان نظرات یک لغت نظرم به خود جلب کرد عرب پرست ! موضوع برایم جالب شد رفتم بدان منزلگاهی مجازی که سازنده این عبارت بود ! آری می خواستم از او و عقایدش بیشتر بدانم و خوشبختانه دیدم که جریان با آنچه تصور کرده ام آنچنان منافاتی ندارد ! مطمئن نیستم اما اگر در همین وبلاگ جستجو نمایید ! کلمه عرب زده را (چرا که اصولاً عرب پرست را برای اینان بی معنا می دانم که خود پرستان چیز دیگر را نمی پرستند و پرستش اسلام هم تصنعی است ! ) با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی ! عاشق شو ارنه کار جهان سرآید .. .. احتمالاً تعداد زیادی رکورد خواهید یافت ! به اندازه توش و توانم در باب کردن این معنا در ادبیات سیاسی-شفاهی معاصر ایران تلاش کرده ام ! اما وقتی متن را خواندم ، بعد هم کامنتها را لازم شد تا مطلبی در موضوعی که مورد مناقشه بود ویژه این محل بنویسم ! دوستانی که مرا می شناسند می دانند که کار من چیست !نوشتن اما در همه جا معذوریت دارم و تنها اینجا ست که می توانم در این مورد خاص نظرم را به صراحت بگویم ! نوشتن مطلبی درباره پست یا مطلبی با این عنوان (ضدیت آخوند با ...) از جوانی ایرانی بیشتر از خود مطلب ! مشاهده نظراتی مخالف و نظراتی و آرایی صد در صد موافق بر مطلب دوست خوب و جوانم (احتمالاً ) بود و محرک بیشتر آرای متفاوتی بود که وجود داشت . مهران نامی ... در مقابل جماعتی ! ببنیم ماجرا چه بوده است ! در این مطلب روی سخن من با فرد خاصی نیست اما باید موج ضد عربی ایرانیان بازشناسی شود و در این میان روی سخن من با نویسنده مطلب و سرکار خانم مریم و یکی دو دوست دیگر هم رای نویسنده که من هم با کمی تعدیل به آنها پیوند دارم (در این مورد خاص ، برای مثال خانم مریم اگر حتی مشروطه خواه سلطنتی باشد هم با هم دچار تضادی هستیم بسیار و تنها این مطلب را عارض هستم) ! می باشد و همین طور فردی که مهران نام داشته و او نیز مخاطب است ! اما چماقداران قدیمی من که مانند لاشخور بر من بو می کشید شما هم هدف من خواهید بود ! حجم بالایی فحاشی های شما مرا به خوشحال می کند چرا که متوجه می شوم تا چه حد آتش به داماناتان زده ام .. مرا قوت قلبی است فحاشی های شما ! راستی این سینوهه که من هستم ، لطف کنید آدرسش رو بگذارید تا من حداقل نوشته های او را دیده باشم ! ضد و نقیض و من و سینوهه و کاترین و ... بالاخره من کی هستم ! روزبه ! سینوهه و ... لطفاً آدرس سینوهه را فحاشان و چماقداران الف بر سر من بگذارید تا لا اقل ندانسته نمیریم . ضمناً نامه (نامه کتبی ) چماقداران به دست ام رسید ! من آنقدر احمق نیستم که بگویم امنیت خانه تهران نمی داند من کجا هستم ! پس از این نامه ها نفرستید من میدانم شما می دانید من کجایم ؟ از این شادمانم که جز تهدید غلط دیگری نمی توانید بکنید ! بگذریم که گفتنی زیاد است ! پاسخی در تکمیل و تعدیل پستی به نام " ضدیت رژیم آخوندی با فرهنگ ایرانی و ترویج عرب گرایی از سوی آنان " (برای مطالعه مطلب روی عنوانش کلیک کنید تا به خواستگاه اصلی نوشته بروید)نوشته هموطن گرامی نوید ! البته کامنتهای ایشان را هم حتماً مطالعه کنید اگر می خواهید از کل داستان سر در آورید ! نوشته ای که شاید بخشهایی از آن در دلم می ماند تا روز مرگم فرا رسد! کل ماجرا یک نقد تند در عرب مابی حکومت تهران امروزی و دشمنی آنان با فرهنگ و تاریخ ایران بود . آرا من در باره این متن به شرح ذیل خواهد بود آرایی که لازم می دانم بگویم هم درباره مطلب است و هم درباره نظرات وبلاگ هر دوی آنها و امید اینکه دوست نویسنده مطلب دوستانش را به این منزلگه خلوت آورده تا حقایقی را بدانند که احتمالاً (با عنایت به رای آنها ) نمی دانند چون تاریخ را یا نمی شناسند یا غلط شناخته اند .... . تاریخ نه آنی است رسانه های دولتی تهران می گویند و نه آنچه که رسانه LA بدان می پردازند . البته نمی توان منکر قسمت هایی از حقیقت شد که هر دو اتفاق نظر دارند و غیر قابل انکار است ! اما شگف از اینکه یک Package به من دادند که ..یکی از کتبش درباره خاطرات هایزر در تهران بود ! من قبلاً دوبار متن فارسی این خاطرات را خواندم در این کتاب که گفتند به مدد اقای همایون تهیه شده است هایزر انقلابی است و برای جلوگیری از کودتا می آید اما در دو ترجمه وطنی او خائن است و برای کودتا می آید ! حال کدام راست می گویند ! فعلاً نظری ندارم کتاب هایزر و خاطرتش در تهران به زبان انگلیسی موجود است می خوانم ببینم داستان از زبان او چه بوده و حقیقت چیست ؟ (اگر کسی E-Book خاطرات هایزر را به زبان انگلیسی در وب می شناسد لطف کرده و به من لینکش را بدهد تا زودتر بتوانم اصل کتاب را بخوانم تا ببینم که راست گفته ! ببنید حقایق چه قدر قابل انحراف هستند ! این تاریخ ها اصالت علمی ندارند و تنها برای بهره برداری هایی سیاسی تنظیم شده اند ..و تضادهای آشتی ناپذیر که تنافر نامیده می شود واقعاً غیر موجه بودنشان را نشان می دهد .... صحبت اصلی پیرامون روابط و مناسبات حکومت اسلامی تهران (کلانتر اسلام ) و ملیت قوم ایران و نمادها و علقه های ایرانیان می باشد . مانند پاسارگارد ، گربه ای به نام نقشه ! پرچم ایران که مقدس نیست به نظر من ولی محترم است و سایر مظاهر تمدن ایرانی ! ماجرا این است که در شیراز سخنان محرکی در مورد پاسارگاد و کوروش توسط رهبر ایران بیان شده است ! که می توانست با سکوت این تحریک را ایجاد نکند که کرد ! اما این حرفهای محرک طبیعی است که واکنشی تند را داشته باشد چرا که هویت ایرانی ما در قالب ایرانیان مسلمان آنقدر تحقیر شده است که منتظر جرقه ای است .... . موضوع در بازه زمانی جمهوری اسلامی و اساساً نوع برخورد نظام اسلامی حاکم و معاصر با مظاهر ملی مورد افتخار ماست ... . اقتدار نظامی ما چقدر است ؟ اقتدار نظامی چقدر است ؟ از آنجایی کسی آمده و گفته خیلی اقتدار نظامی داریم ، بد نیست در مورد اقتدار نظامی ایران سئوالی کنم و پاسخی طلب کنم ! ؟ پیش از هر اظهار نظـر باید بگویم آقای مهران (که احتمالاً مهران نیستی ) از اقتدار ارتش ما شما چه می دانید منبع تان کجا است! ؟ باید این سرشکستگی را مداوم یادآوری کنم که یادتان رفته است جاسوسهای انگلیسی را آزاد کردید ! بگذریم که دختران خودی را می کشیم و به ادعای حکومت جاسوس ها را مورد لطف خود قرار می دهیم و می گوییم به سلامت ! عطوفت اسلامی درباره این جاسوسان بزرگی بود اما !!! ای کاش دکتر احمدی نژاد تنها و تنها 12 ساعت پس از تهدید رسمی بلر این ها را به لندن بدرقه نمی کرد ! اگر اینها جاسوس اند بدرقه آنها .. اگر نیستند ... این تف سر بالاست در صورت دولت تهران ! که البته در دولت مهر این قبیل اقدامات دیگر نهادینه شده است و زشت و ناخوش آیند نیست ! اقتدار نظامی ما در این اندازه نیست که اولتیماتوم جنگی انگلستان که رسمی هم اعلان شد ! بیش از دوازده ساعت و بیست و شش دقیقه ! تاب آوریم ! بلـه اگر دکی ما اقتدار نظامی داشت می گذاشت در چهل و چهارمین ساعت (یعنی پایان اولتیماتوم ) عطوفت اسلامی را اجرا می کرد و جاسوسان را حلواکنان به لندن می فرستاد ؟ اقتدار ما تنها دوازده ساعت است ! باید واقعیت ها را دید من دوست دارم اقتدار کشورم بیشتر و بیشتر باشد اما همیشه مراد من و شما حاصل نمی شود ! برای کوبیدن مشت محکم و اینها ! می گذاشتیم زمان این تهدید آشکار به تجاوز به ایران تمام می شد تا هم به خاطر ترس انگلستان از قدرت ما با عدم وعده به حمله نظامی از ترسشان نمایان می شد و اقتدارمان را به رخ جهانیان کشانده و هم عطوفت اسلامی مان را درباره جاسوسان لندن ! متجاوزان به آب ایران نشان می دادیم . این رفتار دوازده ساعتی نشان می دهد که ما تنها یک چهارم تبلیغات (48 ساعت بر 4 تقسیم شود می شود 12 ساعت یعنی یک چهارم ) قوای نظامی داریم . لطفاً مهران دیگر هموطنم ، از مواردی که دیگر نخ نماست و دم خروس از پی اش دیده می شود اینقدر تند نرو ؟ البته من ابتدا هم آراهایمان را به نقد می برم ولی این توضیح لازم بود داده شود ! مناسبات حکومت جمهوری اسلامی و مظاهر فاخر ایرانی مظاهر تمدن ایرانی قبل از اسلام ! در آنجا سخن از آیت الله خمینی هم شده است ! (در خود متن و کامنتها ) . ببنید شاید شما چندان ندانید که داستان آیت الله خمینی چه بود ! و چه تفاوتی با دیگران دارد که امروز هم در بسیاری از اوقات از او یاد می شود ! به نیک بیشتر و به بد کمتر (این نظر غالبی است که بر خلاف میل هر که باشد یک واقعیت است) که نظر من درباره او یعنی آیت الله خمینی کاملاً شفاف و مشخص است تنها کمی زحمت می خواهد که در همین جا هم نظراتم را فارغ از این منظر ویژه (که رابطه ایشان و وطن ایرانی است) بدانید . ایشان شاید دقایقی پیش از آن ساعت نه و سی و سه دقیقه معروف روز 12 بهمن سال 1357 ! که پس از یک تبعید شانزده ساله پای به خاک ایران گذاشت ! زمانی که ریپوتر نشست جای قطب زاده و احساس ایشان را پس از این مدت طویل تبعید جست و جویا شد ؟ وی گفت : هیچ احساسی ندارم ! به راستی او هیچ احساسی نداشت و اگر شرط انصاف در سن و سال و نحوه و نوع تربیت وی (که درصدی بیشماری از آن عوامل محیطی از اختیار او خارج بود) لحاظ شود باید گفت او به خاطر اعتقادات مذهبی اش فرق نمی کرد برایش مقصد تهران باشد یا پکن ! یا نیویورک ! او می خواست به جایی برود که در آنجا اندیشه های آرمانگرایانه اش را به اجرا در آورد در ضمن با آمریکای جهانخوار و شوروی آمریکا خوار بجنگد ! هیهات فریاد که ایشان به رای خود ایرانی بودن را ملاک هیچ ارزشی نمی دانست ! اما به دلیلش هم این بود که واقعاً به اسلام واقعی آشنایی داشت (مثل مصباح) و آنرا اجرا هم می کرد ! در تمام قرآن شما یک بار نمی بنینید از کشوری یاد شود (قصص بماند ) در قرآن و اسلام ملاک تقوا و زهد است ! در قرآن ملاک رنگ و پوست نیست که این ارزشی است بسیار خوب و ما منکرش نمی شویم از نظر ما هم فاشیسم یا ناسیونالیسم شوونیستیک کاری مضموم است ! امـا این بدین معنا است به نیک کرداری گذشتگانمان فخر نورزیم که من البته هیچ رابطه ای میان کوروش و جوان امروز به عنوان نواده خلف او نمی بینم ! آیت الله خمینی به مروز زمان در رفتارهای بعدی این نظریه دینی خود را مبنی بر دشمنی با مظاهر ملی ایرانی کاملاً تایید کرد و جای هیچ شکی را باقی نگذاشت . در تمام دوران جنگ هشت ساله یکبار نشد وی بگوید جوانان ایرانی (که پاسپورت ایرانی داشتند )رفتند و مردند برای ایران !شهید شدند ! وی همواره اسلام را در خطر می دید و عجبا که این دین نامیرا این همه در مخاطره است!چرا ؟ مخاطرات اسلامی آقایان بحث ما نیست اما جنگ بحث ماست ! اما قبل از جنگ باید بگویم رفتارهای سیاسی وی هم بدین جهت استوار بود ! مجاهدین خلق که شدند منافقین جمع اسلام و مارکسیسم را زدند که از نظر وی بدعت در دین بود ! توده ای ها گبر و نجس و جاسوس شرق بودند و چریکهای فدایی (اقلیت و اکثریت برای آیت الله موسوی فرقی نداشتند ) هم گبر و مرتد بودند و هم مبارز مسلح می کردند قبول است ! باشد همه این ها را قبول می کنم (هر چند واقعاً قبول ندارم اما فرض قبول کردن است) .. این سه دسته عمده که انقلابی بودند همگی گاف دادند و باید سرکوب می شدند اما آیت الله خمینی چرا ملیون یا ملی گراهای شریف ما را زدند و منزوی کردند !قبول دارم بحثی نیست امثال قطب زاده ها و یزدی ها که یاران نزدیک امام بودند در ابتدای راه انقلاب !! و دامان پاکی هم نداشتند جرو نیروهای ملی بودند ! . باید منزوی می شدند ! اما چرا رییس دولت موقت این پیرمرد شریف مسلمان و ملی گرا مهندس مهدی بازرگان را منزوی کردید ! بله انزوای ملی گرایی از زمان آیت الله خمینی صورت گرفت و ادامه دارد ! درباره اولین وزیر خارجه ایران قطب زاده که جاسوس CIA از آب درآمد و KGB اطلاعات جاسوسی وی را از طریق حزب توده به مقامات تهران رساند و این جاسوس اعدام شد مطلبی دارم با عنوان کلاه کلمنتس انقلاب ما-بازخوانی پرونده یک جاسوس انقلابی که سال قبل در تاریخ بیست و دوم بهمن ماه خورشیدی در جایی منتشر کردم ! به زودی این مطلب را همین جا منتشر خواهم کرد با استناد به متن قرآن و برخی احادیث آقای خمینی نسبت به امثال بازرگانها بی مهری کردند ! برای من باور کردنی نیست که آقای خمینی تا این حد نادان باشد ! ایشان با استناد به منابع ایده اولوژیک نظریه ای متصاعد کردند که دودش چشم همه ملی گراها را امروز نیز می سوزاند !ایشان چنین منطق کردند که وطن پرستان مشرک اند ! منطق ایشان هم این بود وطن پرستی موازی با خدا پرستی است و پرستش جز ذات اقدس اله و جزء خداوند یکتا شرک است با این منطق ملی گراهای پاک ما را منزوی کردند و خفه ! حرف بزنی مرگ ! برخی هم که از خود آش داغتر بودند در دوران بعد از ایشان و یا همان دوران با همین منطق ملی گراهای سرکوب شده را حتا کشتند! (فروهرها در جریان قتلهای زنجیره ای ) در صورتی که بدیهی است وقتی نام وطن پرستی برده می شود کسی وطن را خدا نمی داند اما تاریخش را دوست دارد ! مظاهر تمدنش را (که اسلام بنا به موقعیت ظهورش ! یعنی حجاز !نمی توانسته تمدنی داشته تا که معرفی کند! وپس از 23 سال و در دوران عمر تازه با فتوحات جدید تمدن یا مدنیت اسلامی هم شکل گرفته است !) دوست دارد !خاکش را دوست دارد ! اسطوره های باستانی اش را دوست دارد ! ادبیاتش را دوست دارد ! زبانش را دوست دارد ! تمامیت ارضی اش را دوست دارد و .... ..بنابراین نمیتوان به این عنوان کسی مشرک خواند و من نتوانستم در دوران دانشجویی ام در پی مجادله با یکی از نزدیکان خونی ایشان اینکه آیت الله خمینی واقعاً چنین فکر می کرده اند و بر موضوع جهل داشتند بپذیرم ! و از کس دیگری هم نخواهم پذیرفت ! پس زحمت نکشد چیزی به من ثابت کند من رادیکال هستم .رادیکال بد بختی که از همه جا رانده و مانده شده است ! نه دوستان آن ور آبی مرا می خواهند و نه این وری ! من متهم به عمل سازش با حکومت تهران هستم در سویی هم برانداز همین حکومت شناخته می شوم ! چرا نمی دانم ! واقعا من نمی دانم ! من می گویم منافع ملی بر منافع حزبی ارجح است ! من می گویم انسانها مطلق بد نیستند ! و این میانه روی به سازش تعبیر شده است طوری که چند سالی است دیگر حتی پدرم هم با من از پشت تلفن سخنی نمی گوید ... آری من تنهای تنها شده ام ... اما شب ها راحت می خوابم کم ولی راحت ... . اگر وطن پرستی بد است ! اگر وطن پرستی نمی دانم شرک است یکی از برادران دینی ما بیاید به ما بگوید سر این سرود ایرانی و وطن پرستانه ای ای ایران ای مرز پر گهر چیست ؟ سر(سر منفرد اسرار) نمایش دماوند و پاسارگاد چیست ؟ یا من اوهام از تلویزیونهای دولتی ایران (یک مانده به انتخابات بدین وسیله احساسات ملی مردم را تحریک می کنند ) می بینم یا اگر پاسخ منفی است و من در وهم نیستم ! متاسفم که مسئولان راه آیت الله خمینی را نرفته و گه گاه سری به جبهه آلوده کفر و شرک ملی گرایان هم می زنند ! راه آیت الله خمینی راه انقلاب و عدول از این راه مشخصاً ضد انقلاب نام دارد بد نیست این مسئله را یکی از این چماقداران و یا کسی که دسترسی به دکتر دارد ! بگویید به گوش یکی برسانید تا اگر اشتباهاً کسی به شرک آلوده می شود البته چهار سال یکبار و نه بیش ! به او حق را بگویند و عدم پیگیری چنین مفهومی برای من اعلان رسمی ضدیت آقایان امروزی با آرمانهای انقلاب است و نیازی در این صورت نیازی نیست چیزی به گوش کسی برسانید اگر ضد انقلاب هستید ! این نسبت آیت الله خمینی (نه به زعم من ) بناینگذار جمهوری اسلامی ایران با ملی گرایی بود که عارض شدم پاسخ به یک پاسخ ظاهراً منطقی بر خلاف نظرات من ! مقدمه ای بر واقعیات جنگ هشت ساله ! اما دوستی در انتقاد از نوشته اصلی در کامنت ها (مهران نامی است این آقا ) گفته است و استدلال نموده است شما نمی توانید به آیت الله خمینی و یا حکومت دینی انگی بزنید در زمان اینان جنگ هشت ساله ای درگرفت و یک وجب از خاک و مام میهن به بیگانه داده نشد ! این انتقاد در خور است ! چرا باید بدان اعتنا شود چون هم مدرکی است مستدل و نظری مخالف با نظر اکثریت . وقتی اهمیت ماجرا بیشتر می شود که دوست دیگری می گویند جنگ تحمیلی نبوده است و کمی به سوی دیگر بام می غلتند (اینها هم زعم بنده می باشد وحی منزل نبوده و نیست و همه این اعقاید قابل چالش و نقد است و این حق برای همه حتا چماق داران اینترنتی و ارزال هم محفوظ است ) جنگ هشت ساله ... . دو جنگ جهانی مجموعاً 8 سال و جنگ تهران –بغداد هم یکی از طولانی ترین جنگهای تاریخ است که باز لزوم نگاهی بدان و شناخت وقایعش الزامی است . تحریف تاریخ هم که ادامه دارد ! بر کسی که می تواند تاریخی واقعی ایران در 4 دهه اخیر بنویسد از نان شب هم واجبتر است که چنین کند که کارش در ردیف فردوسی خواهد شد در آنیده این سرزمین جاوید ! و اگر بتوانند و نکنند چیزی است به نام خیانت ! دوست و هموطن (من خواهر نمی خوانم چون این لغت قدیس گونه و نه مقدس که مردم از مقدس های نا تمام ، امروز بدل شده است به مفهوم کثیفی که می دانید ) سرکار خانم مریم ! این نبوده است که شما فرمایش کردید یا من اینگونه نمی دانم ! فرموده اید ما آتش نگ را بر افروختیم ! چنین نیست ! با جمله ای از بریژینف ریاست جمهور و رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی بحث جنگ را آغاز می کنم که عین جمله را چندین بار به تهران گوشزد کرد ! جمله ای بزرگ که واقعیات نهفته ای از جنگ را بیان می کند : «ایران برای صلح با عراق به آینده نگاه کند نه گذشته» این شاهدی است تاریخی ، غیرقابل تکذیب که می گوید اگر ایران به گذشته نگاه کند نمی تواند صلح کند چرا ؟ چون ابتدا عراق بوده است که حمله کرده . من نمی دانم چون شناخت ندارم که اطلاعات شما با در نظر گرفتن تمام شرایط (که قطعاً شعور و فکری یبیشتر و پیشرفته تر از من فسیل دارید ) تا چه میزان است باید به مواردی هم اشاره کنم که شاید مهم نیست اما نمی توان نادیده گرفته شود ! در زمان دوم شاه پهلوی در سال 1975 در الجزایر قرارداد صلحی میان ایران و عراق منعقد شد . صدام حسین در الجزیره به پای میز مذاکره با مقامات تهران نشست ! صدام کمی بعد با یک کودتا در کودتا حسن البکر را کنار زد و شد نفر اول حزب بعث و حاکم عراق !ایران و عراق از سالهای قبل از جنگ با صدام دچار منازعاتی مرزی بود ! به ویژه آن زمان تهران ژاندارم منطقه بود و نه عراق و از پشتیبانی ابالات متحده برخوردار ! جریان رفراندوم در بحرین و سه جزیره ایرانی و دولت مستقل هفت جزیره معروف به امارات متحده عربی ! همه در چهارچوب توافقات الجزایر رخ داد ! پس تا اینجا این پیشینه اش !اما صدام جاه طلب بود ! او تئوریسین مکتبی شد که امروز مورد منازعه من و دوستانی دیگری است به نام امت واحده عربی یا پان عرب ایسم هم تعبیری معروف بر این مکتب است ! فاشیسم عرب زبانان بدون توجه به دینشان تعریف این تئوری فاشیستی است . از سوی دیگر ما هم اشتباهاتی داشته ایم (ما یعنی حکومت انقلابی تهران ) از جمله و مثالی برای این اشتباهات ! آقای دعایی که امروز نماینده رهبر در اطلاعات و یکی از نیروهای نسبتاً قوی جبهه اصلاحات تهران به شمار می رود در آن دوران – یعنی 57 تا پایان تابستان 59 – به عراق رفته بود و نظریه ای که آقای خمینی داشتند مبنی بر صدور انقلاب که این روزها با گفته آقای خاتمی دوباره زنده شد را تبلیغ می کرد ! جامعه عرب نگران از این ماجرا بود ! ایران در انقلاب و درگیرهای حزبی ! ادعاهایی دیرین صدام و جاه طلبی اش و اشتباهات دینی در تبلیغ انقلاب در کشورهایی شیعی نظیر عراق ! حتی عربستان را به فکر حمایت از عراق انداخت و این عراق بود که جنگ را با زیر پا گذاشتن قرارداد یا معاهده 1975 الجزیره آغاز نمود اما دلایل استارت جنگ بسیاری است که برخی را بر شمردم ..(واقعاً این لیست طولانی است ، لیست چرا جنگ شدیا لیست دلایل جنگ ) البته تعبیر هلال شیعی شما سرکارخانم تعبیری مصطلح بوده و برای اولین بار آنطور که من می دانم پادشاه اردن که کشورش انتهای این هلال است این نام بر نظریه صدور انقلاب نهاد ! البته من مطمئن نیستم ! اما این نظریه صدور انقلاب به همانچه شما فرموده اید هم مصطلح است . امـا ما نمی توانیم بگوییم کــه ، هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی ! عراق متجاوز نه تنها نتوانست در مقابل عزم ملی ایران که شارژهای دینی هم آنها عزمها را ساپورت می کرد مثل شارژهای وطن پرستانه ای که وجود داشت وجبی از خاک ایران را اشغال کند که هیج ،تازه اگر در مقطعی (در سال 66 ) ما در می توانستیم در یک محور شمالی – جنوبی که شاهراهساپورت بغداد به بصره و مرزهای خوزستان بود !پیروز شویم راه هموار شده و به کربلا هم می رسیدیم اما عدم توفیق در عبور از این مسلخ اصلاً پایه قبول صلح از سوی تهران شد . اسناد بسیار زیادی موجود است که به ما ثابت می کند در سوم خرداد ماه سال 1361 عراق شکست خورد به همت مردان غیور و اسلحه خانه ها تا بن پر ژاندارمی که حالا دیگر ژاندارم نبود ! ولی سلاح هایی آمریکایی نو در زر ورقش ! را از دوران ژاندارمی شاه در اختیار داشت علی رغم بسیاری از کمک ها ! به عراق توانست در ماکزیم شهریور شصت و یک یعنی دوسال و در عمل تا آخرین وجب از خاک وطنمان آزاد شد که هبچ ! بگذریم از این دوران بود که دیگر بحث دفاعی نبود و همان محرکهایی که عرض کردم تحت عنوانی که شما هلالی شیعه در اندیشه های آیت الله خمینی ! تصویر کردید این ندا را به ایشان که واقعاً قصد اصلاح داشت را طنین انداز کرد (نیت اصلاح داشت و صدور انقلاب را وسیله این دسترسی بدین هدف)آری آمد از غیب خبری و ندا در داد که می توان هلالی شیعی ساخت و ایشان هم مراد را نزدیک می دید ، با اطلاعات نادرستی که به وی می دادنند ... . اسباب شش سال جنگ بیشتر شد ! پس ادامه جنگ از تابستان 1361به بعد را باید به پای تهران و تصمیم گیرانش بگذاریم ! علی رغم چندین بیانیه و قطعنامه شورای ملل که از ایران رسماً خواست (همانطور که بلافاصله پس از 31 شهریور از دولت بعثی خواسته بود) تجاوز به خاک عراق را متوقف سازد اما در این موضوع سالها مسکوت ماند از جامعه جهانی اصرار و از دولت ما انکار ...پس جنگ تا زمانی ادامه داشت که محرض شد رویای آیت الله خمینی تحقق نمی یابد ! در همین باب در عالیجناب سرخپوس نوشته اکبر گنجی عزیزم (برایش آرزوی سلامتی دارم ) به این مسئله مستند پرداخته شده است و در کتاب آقای هاشمی که جمع آوری شد هم مطالبی منطبق با این گفته وی که در جراید تهران هم یکبار چاپ باشد ناظر بر این محتوای کلی که : به آیت الله خمینی گفتم دیگر توان جنگ نداریم ! نسبت به سنوات اول جنگ تنها یک چهارم نیروی داوطلب وجود دارد و ناچار ایشان رخصت صلح دادند ! اینها هم دلایل دیگری مستند بر ادعای شش سال حمله ما به عراق !!!! دلایل و مستندات زیاد دیگری هم هست که چون دوستان نزدیک به حکومت دینی تهران آنها را قبول ندارند به کلی –منابع را- را اشاره نمی کنم . این مسئله آنقدر روشن است که واقعاً تنم می لرزد که انسان تا چه می تواند فریبکار باشد ! یک سئوال از تمام کسانی دارم که معتقدند که شش سال آخر ، جنگ تحمیلی بود ! آیا از این جمله معروف که هنوز طنین افکن گوشی که دارم هست یعنی کربلا کربلا ما داریم می آییم ! مفهومی دفاعی استنباط می شود ! ؟ اگر می شود به من توضیح دهید مرا از این جهل برهانید و اگر نمی کشد که خجالت بر شما که واضحات را نمی بینید چرا که اصولاً تصمیم دیدن ندارید ! باری می گویم نظرم در باب جنگ اینها نیست معتقدم و به درستی هم معتقدم که جریان جنگ پیچیده است اما یاد تمامی شهدای جنگ ، در تمام ادوارش گرامی باد ! اینان با خون خود تمامیت ارضی ما در دوران حکومت اسلامی هم حفظ کردند چیزی که قابل لمس است . بله جوانان غیور ما که اغلب در دوران ستم شاهی رشد کرده بودند با خونشان سدی ساختند که مرزهای ما تغییری نداشته باشد !اگر در این میان هم به خاطر دینشان رفتند یا در اثر کارشان دین اسلام هم مطابق گفته های مسئولان حفظ شده است که بر مرادی افزون هم دست یافتند و مبارک همه ذی نفعانش از جمله ملتی که نگران اسلام هم بودند(من به آن دسته ای اشاره کردم که در جریان جنگ هشت ساله ، نگران مخاطراتی که اسلام را تهدید می کرده است بوده اند ) متاسفانه در مورد جنگ وقتی سخن می گویم باید خیلی مراقب باشیم ! سرکار خانم مریم ، درست نیست جانبازان غالب بسیجی ما که هیچ اعتقادی بدین بسیج با این تعریف امروزی اش ندارند (لا اقل من بسیجیانی که می شناسم اینگونه اند ) علیل و سربار اجتماع بخوانیم هر چند نگاه آسیب شناسانه شما که نشان از درک بالای شما درباره پدیده ها دارد کاملاً درست است و مصائب جنگ ها تازه در سالهای بعد صلح آغاز می شود. بله متاسفانه به خاطر اصرار بر جنگ برای فتح عراق ! صدام برای توقف جنگ و حفظ کیان حکومت و مملکتش دست خود را به دومین جنایت بزرگ تاریخ آلود ! توجیهی وجود ندارد اما استفاده از بمب های شیمیایی در سنوات پایانی جنگ روشی ناموزن و جنگی نا متعارف بود که بر پایه اندیشه هایی جهت بازدارندگی ایران استوار شده بود عمل فجیعی که هیچ توجیهی ندارد و حتا این توجبه هم بر این جنایت پذیرفتنی نیست که اشتباه تهران در ادامه دادن جنگ پس از آزادی خرمشهر ! بود که او و جامعه جهانی را بدین خدعه رساند نه این هم توجیهی نیست ! دیکتاتور کثیف دستش به دومین خنایت تاریخ آلوده است !(اولین جنایاتی که دستان امپریالیسم جهانی ایالات متحده ! بدان آلوده است بمباران اتمی هیروشما و ناکازاکی در جریان جنگ دوم جهانی است حسن المجید ، این حیوان دومین جانی دنیا است ) و این جانبازان مردانی هستند ناب که متاسفانه شاهد آن هستیم که هر روز مانند گل پر پر می شوند در کنج عزلت و تنهایی نه به عنوان مفاخر ملی ما ! وقت مفاخر ملی بد است همه جوره اش بد است و این شامل حال این انسانهای بزرگ و شریف و از جان گذشته هم می شود ! نمیدانم باید به نظاره بشینیم که این عزیزان اکثر شیمیایی در بهار طبیعت خزان زندگی شان را طی کنند ( در روز دوم عید ، سرگرد ارتش علی باستانی جانباز شیمیایی جنگ این دنیا را ترک کرد و ما را تنها گذاشت . آیا کسی دید ، یا شنید ! من قصه های او را از شهامتی که میان تواضع و شرفش پنهان می کرد می دیدم و همین الان هم بر آن اشک می ریزم ... او رفت و من ماندم این انصاف نیست خدایا .یادش همواره جاوید این انسان شریف که مردی بود از تباری دیگر ! از تباری که دیگر نایاب شده اندجوان برومندم علیرضا باور کن که یکی از مواردی که روح مرا آزار می دهد عدم حضور در مراسم پدرگرامی ات است روی خواهر عزیز ونازنین ات را اگر این نوشته را می بینی ببوس و بگو من قصه های بابا روزی ، برایش خواهم گفت ! آری روزی در همین روزها شاید خواهم آمد به شهرتان ، دستان مادر مبارزت را ببوس و به شرف پدر بزرگوارت درود بفرست ) مریم خانم ، دوست عزیز من (اگر اجازه دارم اینگونه بگویم ) و اگر ندارم سرکارخانم مریم ، بهتر است در مورد وقایعی که از آنها دقیقاً مطلع نیستیم چیزی بر زبان نیاریم که اینکار کار انسانهای متجدد و شریفی چون شما نیست که علاوه بر فهم و شعور عمومی بالا مسلماً سواد آکادمیک هم دارید . در باره مردان جنگ که اسطوره های معاصر و زمینی مان بوده اند بهتر است به نیک نامی یاد کنیم و به احترام . باور کن که هیچ کس به این عشاق واقعی ایران (و اسلام برای هر کدام که تنها برای اسلام جنگید و لو غیر ) را نشناخت و تکریم نکرد بیاییم مشکلات سیاسی مان را با این عزیزان پاکدامن (اکثریت نزدیک به مطلق ) جز معدودی انگشت شمار و انگشت نما ! در هم نکنیم که این ثواب نیست و این راه مردا نیست .... . من تا اینجا از جنگ برای همفکرم نوشتم ! برای کسی که عقایدش لا اقل به من نزدیک تر است که باز گفتم که این شرط مردانگی است که ابتدا بر خود بیازماییم سوزنی و بد بر دیگری نیزه ای ! امـــــا آقای مهران کـه باز من شناختی ز شما هم ندارم و تصوراتم بر مخالفت همیشگی شما با این دسته از وبلاگ نوسان است ، بله یک وجب از این خاک را ندادیم ! در زمان حکومت دینی تهران ندادیم ! شاهان قبلی داده بودند و بسیاری نه نداده بودند ! آیا من نادر را باید به خاطر اینکه به دنیا لشگر کشید و سر و گردن زد ! و نیز شاه بود ستایش کنم که او افغانستان تا مرز هند را هم به خاک ایران دورانش الحاق کرد ! این وظیفه حکومت است و بدیهی ترین اش ! اما بلند پروازی های حکومت باعث یرانی هر چه بیشتر و مشکلات عدیده دیگری شد که مریم خانم در همان بخش نظرات نوشته اصلی به مضمون برخی از آنها اشاره کرده است (ای کاش کمی با صبر بیشتر و کنترل بیشتر بر خود چنین می کرد )حکومت اگر دفاع نمی کرد ، چه باید می کرد ؟ آیا همه این شهدا و جانبزان که رقم مشخصی ندارند همگی طبه و یا معمم بودند و نماینده مشخص حکومت ! یا نه چنین نیست و مردم بودند که جنگیدند ! اگر دفاع این مردمان نبود ! و ارتش بعث و گارد ریاست جمهوری به تهران می رسد که گردن همه حکام اول و مردم بعداً زده می شد ! آری گردن بسیاری را می زدند که امروز برای ملت ایران ، برای خلق خاورمیانه گردن کلفتی نکنند ! و لاف گزاف مزنند ! این فعلاً یک پست بود ولی هنوز مطلب ناتمام است ... می دانم طولانی است ولی لازم است ..... چند مورد باقی مانده است که نمی توانم عیناً مطلبی که جاهای دگر نگاشته ام و هنوز داغ است اینجا هم بگذارم که هم خلاف موازین حرفه ای است و هم امنیت خود مرا به خطر می اندازد ! قسمت دوم را منتشر می کنم که شامل بر چند موضوع است : یک ) چرا هویت ایرانی عرب را دوست ندارد ؟ دو ) جامعه عرب درباره ایران و ایرانی و حکومت اسلامی تهران چه می اندیشد ! مردم را مشوق دولت میدانند ! یا نه !و اگر می دانند چهراهکار سیاسی برای خروج از این ماجرا یعنی جداکردن آب مردم و حکومت چه روشهایی وجود دارد ؟ و ...... لینک مطلب قبلی ام که چند روزی منتشر کرده ام ، این است که مشاهده می کنید ؟ در این مطلب یکبار دیگر به دروغی بزرگ از سوی دکتر پرداخته ام ! که همه می دانند فقط باید به یاد بیاورند و در کنار هم بچینند ! آن کسانی که منتقدان حکومتی من (با فحش و ناسزایی که هویتشان را فاش می کند ) هستند ببینند که امروز هم رزمان دکی هم آبشخور خود را تمایز داده اند با او تا از نفرت عموم به دور مانند ! در این مورد ، معتقدم که یا احمدی نژاد به زودی زود از مواضع تحمق کننده اش دست کشیده یا دستش را کوتاه می کنند نه من و نه دشمنان داخلی و خارجی اش اگر وی به همین منوال پیش رود ، و جامعه جهانی برای ایستا نمودن وی و تفکراتش و اعمالش نیز به همین سرعت به پیش بروند خود اصولگرایان اگر عاقل باشند او را استیضاح می کنند ! (شاید در مجلس هشتم شاهد یک استیضاح مفتضح باشیم که مطلبی مجزا در این موضوع هم آماده دارم که نامش انتخابات مجلس هشتم ! بایدها و نبایدها نام دارد و تحلیلی از ترتیب موازنه قوای احزاب داخلی در صحنه سیاسی روز ایران ! با توجه به وضعیت انتخابات مجلس هشتم ! ) |